سیاست‌گذاری مبهم، بازارهای ملتهب 

در ارزیابی وضعیت تورم، باید گفت اقتصاد ایران همچنان با مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان و انباشته مواجه است که اجازه تثبیت پایدار قیمت‌ها را نمی‌دهد.

در ارزیابی وضعیت تورم، باید گفت اقتصاد ایران همچنان با مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان و انباشته مواجه است که اجازه تثبیت پایدار قیمت‌ها را نمی‌دهد. در ماه‌های اخیر، نرخ ارز، تحریم‌ها، جنگ، کسری بودجه دولت و رشد نقدینگی به‌عنوان مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر سطح عمومی قیمت‌ها مطرح بوده‌اند. در چنین شرایطی، آنچه از سوی دولت‌ها دیده می‌شود بیشتر به ابراز تأسف و همراهی لفظی با مردم شباهت دارد تا اجرای یک برنامه مؤثر برای مهار قیمت‌ها. فقدان سیاست‌های عملی در حوزه نظارت بر بازار و کنترل تورم، فضای اقتصاد را به سمت افزایش مستمر انتظارات تورمی سوق داده و ثبات قیمتی را دشوار کرده است.
در تحلیل ریشه‌های تورم، نمی‌توان تنها بر کسری بودجه تأکید کرد و سایر متغیرها را نادیده گرفت. البته انضباط مالی، کنترل هزینه‌های دولت و پرهیز از تأمین کسری از مسیرهای تورم‌زا از الزامات اصلی سیاست‌گذاری است، اما در اقتصاد ایران، اثر تحریم‌ها، محدودیت‌های ارزی، بلوکه شدن درآمدهای نفتی و تنش‌های سیاسی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. بخش مهمی از جهش‌های اخیر در قیمت کالاها، به‌ویژه در خوراکی‌ها و کالاهای مصرفی، تحت تأثیر همین مجموعه عوامل رخ داده است. بنابراین، افزایش سطح قیمت‌ها صرفاً نتیجه یک متغیر منفرد نیست، بلکه محصول برهم‌کنش چند بحران هم‌زمان است که یکدیگر را تشدید کرده‌اند.

مسیر اصلاح قیمت‌ها در اقتصاد ایران
در چنین فضایی، انتظار برای کاهش پایدار قیمت‌ها چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد، مگر آنکه در سطح سیاست‌گذاری تغییرات جدی رخ دهد. کاهش کسری بودجه، مهار رشد نقدینگی، اصلاح انضباط مالی و پرهیز از چاپ پول، تنها بخشی از مسیر اصلاح است. در کنار این موارد، کاهش تحریم‌ها، آزادسازی منابع ارزی بلوکه‌شده، مدیریت روابط خارجی و کاهش تنش با همسایگان نیز از الزامات اساسی کنترل تورم محسوب می‌شود. نبود این اقدامات باعث شده تورم به یک پدیده مزمن و تکرارشونده تبدیل شود و سطح بالای آن به‌تدریج برای جامعه عادی جلوه کند؛ در حالی که این وضعیت نشانه فشار عمیق بر معیشت و تولید است.

برآورد مسیر آتی تورم
در خصوص برآورد مسیر آتی تورم، باید توجه داشت که پیش‌بینی دقیق نیازمند مدل‌های اقتصادی و داده‌های به‌روز است، اما روندهای موجود نشان می‌دهد که فشارهای تورمی همچنان ادامه‌دار خواهد بود. تا زمانی که انتظارات تورمی مدیریت نشود و سیاستی برای مهار عوامل بنیادی تورم در کار نباشد، حتی سطوح بالاتر تورم نیز نباید دور از ذهن تلقی شود. در شرایطی که هزینه تولید، کمبود مواد اولیه و نااطمینانی در تأمین کالاها همچنان وجود دارد، هرگونه شوک جدید می‌تواند بار دیگر قیمت‌ها را به سطوح بالاتر سوق دهد. از این منظر، تداوم تورم بالا در ماه‌های آینده محتمل است و بازار نیز خود را با این واقعیت تطبیق داده است.

وضعیت پیچیده و دوگانه بازار سرمایه
در حوزه بازار سرمایه نیز وضعیت پیچیده و دوگانه‌ای مشاهده می‌شود. از یک‌سو، بسیاری از شرکت‌های بورسی از نظر ارزش جایگزینی دارایی‌ها و هزینه سرمایه‌گذاری، در سطوحی قرار دارند که نمی‌توان آن‌ها را بی‌ارزش دانست. صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی و خودروسازی برای جایگزینی دارایی‌ها و ظرفیت‌های فعلی به هزینه‌های بسیار بالایی نیاز دارند. از این رو، آنچه در بورس دیده می‌شود لزوماً بازتاب کامل ارزش ذاتی شرکت‌ها نیست. از سوی دیگر، وجود بازارساز، بازیگران عمده و رفتارهای نوسانی، باعث شده بخشی از تحرکات بازار بیش از آنکه بر منطق بنیادی استوار باشد، متأثر از جریان‌های کوتاه‌مدت و هیجانی باشد.

میدان‌داری نوسان‌گیرها در بورس
به همین دلیل، بورس بیش از آنکه برای سرمایه‌گذار بلندمدت بازاری آرام و کاملاً قابل اتکا باشد، برای نوسان‌گیرها جذابیت بیشتری دارد. در این بازار، حتی با صف‌های محدود و تحرکات کوتاه‌مدت، امکان جابه‌جایی قیمت‌ها وجود دارد و همین مسئله نشان می‌دهد که عمق بازار هنوز به سطح مطلوب نرسیده است. با این حال، اگر بازار بر مبنای ارزش دلاری سنجیده شود، می‌توان گفت بخشی از سهام در سطوح ارزنده قرار گرفته‌اند، هرچند این ارزندگی لزوماً به معنای بازگشت سریع به قیمت‌های واقعی نیست. جمع‌بندی آن است که بورس در وضعیت فعلی هم فرصت دارد و هم ریسک؛ اما تا زمانی که ثبات اقتصادی، شفافیت سیاست‌گذاری و کنترل متغیرهای کلان تقویت نشود، رفتار بازار همچنان نوسانی باقی خواهد ماند.

  • آلبرت بغزیان - اقتصاددان

کد مطلب 556264

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha